مادری کردن
خیلی از وبلاگهای مامانها از بیداری شبانه ، ناخوابی های پی در پی، خوابهای منقطع و ... گلایه کردن.
هم اونا و هم من حتما عاشق بچه هاشون هستن. اما به هرحال از نظر توان جسمی یه جاهایی هست که دیگه انسان کم میاره.
مال من که بحز ناخوابی کمردرد هم هست. آخه شب تا صبح مهدیس عادت کرده به میمی خوردن. خدا به دادمون برسه واسه از شیر گرفتنش. خدا یا خودت کمک کن!
بارداری و کم خونی و هزارتا مشکل و حالا هم بواسطه همون کم خونی پادرد عجیی که نمیذاره خواب تو چشام بیاد و اگر هم با هزار ترفند خوابم ببره از درد بیخواب می شم.
همه اینا و هزارتا مسئله ریزو درشت دیگه فدای یکتار موت عزیز دل مامان.
همین که هستی؛ هیمن که سالم و سرحالی؛ برام قد یه دنیا می ارزه.
گاهی یکم عصبی میشم ، وقتایی که بابایی کمتر کمک میده؛ یاوقتی سرم شلوغه، با اینحال میخوام اینو بدونی که هیچوقت یه زره هم از عشقم به تو کم نمیشه!


مادری کردن
